افکار بی پایان تا دم مرگ
با همین خون تو رگهام..با همین قدرتی که دارم..هر چیو که مانعم شه..خیلی ساده بر می دارم
 
 
جستجو
نویسندگان
نظرسنجی
شما با معرفتا که فقط بلدید بخونید.بگید وبلاگ چطوریه؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

منبع: سایت میوندار miyoondar.ir

امروز تاریخ دوباره تکرار گشته و تلنگری خواب شکن را بر صفحه ی  وجدان شیعیان فرود آورده است، چرا که بی آزرمان فرومایه و کوردلان همجنس باز! دگرباره پای اهانت بر ساحت امامت نهاده اند و پرچم شقاوت را بر قله ی جسارت!!و قلم به مزدها به آن سبب که تیغ حجت را کند دیده اند ،تیغ نفرت از نیام کشیده اند و با لغزخوانی های آن شقی در مورد امام نقی(ع)!! قصد خاموش کردن نور خدا (جل) را دارند،غافل از اینکه :

چراغی را که ایزد برفروزد              هر آنکس پف کند ریشش بسوزد!!

اما تاسف انگیزتر از قارقارهای آن کلاغ بخت برگشته که در این ظلمت کجروی ها ،زفیر دوزخ را از حلقومش به جهانیان رساند،افاضات داعیه داران روشنفکری و حامیان این عنصر پلید می باشد،در این میان برخی فرصت طلبان بودند که با جفتک اندازی و سنگ اندازی خواستند تا از عوامی عوامیان و حرامی حرامیان بهره ببرند و جو را غبارآلود کنند و از منجنیق فلک سنگ شبهه ببارانند و با دخیل بستن به دلایل پوسیده که از فرط تکرار نخ نما گشته است امر را بر بی خردان مشتبه سازند و بر حقیقت نعل وارون بزنندد! پس این بار نیز در کرنای آزادی بیان دمیدند و حرکت آن خواننده ی دون همت را در این راستا بخشیدنی جلوه نمودند و برخی جوجه های مارکسیست داخلی هم که در زمان بلا هم چون مرغ های آنفولانزا گرفته گردنشان کج بود ، به ناگاه همچون شتران پا به زا! نعره اشان بلند گشت فریاد واآزادی بیانا!! سر دادند ودر زیر این علم بسی سینه زده و اشک تمساح ریختند هرچند که از نبش قبر کردن این نظریه ی متعفن کراهت دارم ، اما برای زدودن شوخ های تحریف باید یادآوری کنم که امروزه در بی بند و عارترین حکومت های جهان و در پارادایم های توصیفی برهنه ترین تعریف ها ، حدود و قیود آزادی بیان تا جایی است که آزادی و حرمت دیگران را از بین نبرد!و آیا عقل سلیمی میپذیرد که با ارایه ی همچین دلیل دسته بیل مانندی نویسندگان به نوامیس و ارزشهایش توهین کنند؟ از آنجا که خوف دارم توضیحی از این دست نوعی توهین به شعور خوانندگان تلقی شود از واکاوی بیشتر این سفسطه ی احمقانه می گزرم.

اما گروه دیگر عمر و عاص نماهایی بودند که با سر نیزه کردن"رافت اسلامی"دست به فریب ابو موسی های زمان دراز نمودند و مزورانه رطب و یابس بافتند و جعل را بر جهل انداختند تا معاویه صفتان را از تیغ مردان خدا به دور دارند و در این میان شاه بیت و بیت القصیده ی آنان تابعیت از رحمت ربوبی بود و عجبا در این وا نفسای حقه بازی و شبهه اندازی عده ای رحمت و رحمانیت را دیدند و شدید العقابیت را خیر!و برخی نمیدانند و یا نمیخواهند بدانند که گذشت و مهربانی در جایی که باعث گستاخی حرمت شکنان میشود از حرام ترین افعال است.

و افسوس که عده ای گمان میبرند که مسلمان آنست که موتور تریل گوجه ای براند و شلوار شش جیب پلنگی بپوشد و در حصار مستحبات و زیارت عاشورا و دعای کمیل و جوشن کبیر و جوشن صغیر اسیر گردد و در برابر هر ظلم و بیدادی که بر سر خود و دینش می آورند؛ صبر پیشه کند و تسبیح به دست زیر لب ذکر یونسیه بخواند!! که البته این نگرش به درد همان رجاله های عافیت طلب میخورد که در کنج خانه انیس و مونس دوران یائسگی پیرزن های فرتوت گردند.چرا که ما شیعیان علی هستیم نه عرب جاهلی!! شیعه آن مولای مرحب افکن که پشت گردن کشان را به خاک ذلت نشاند و خدایان دروغین را زیر و زبر ساخت و فریاد اعل الهبل اعل الهبل کافران را با غریو تکبیر های مردانه اش ،محو نمود و غلام آن اربابیم که بین پذیرش مرگ و ذلت؛ فریاد هیهات من الذله را برای همیشه تاریخ بر آفتاب افکند.

پس ما نیز روش و منشمان در برابر متعرضان به ساحت ولی خدا حماسی است نه التماسی و تازشی است نه سازشی!!!و اما در مورد شاهین نجفی به فضل خدا به زودی شیر مردان بیشه علوی با مشت های پولادین دهان یاوه گویش را خرد خواهند نمود و با ذوالفقار حیدری بند از بندش خواهند گشود و جسد آن سگ کثیف را همچون لش گوسفند! بر در سرای تاریخ به سبب عبرت اندوزی آویزان خواهند نمود!

اما اینجا ما می مانیم و عذر تقصیری به بلندای درازناک مظلومیت امامان به ساحت مقدسشان!

هر چند که اگر تا خود نفخ صور در آفتاب خجلت بایستیم، عرق شرم از جبین خشک نخواهد گشت.اما با توسل به فرازهای زیباترین دعای امام شناسی یعنی جامعه کبیره که میفرماید: سجیتکم الکرم و عاداتکم الاحسان،جانی اندک می گیریم و فقط می توانیم،سز به زیر افکنده بگوییم: یا امام هادی شرمنده ایم!!!





نوع مطلب : یاد آوری، خبر، 
برچسب ها :
ارسال شده در: جمعه 5 خرداد 1391 :: توسط : General

قصه حسین و یزید مثل یک سناریوست که هر ساله تکرار می شود با این تفاوت که هنرپیشه های آن عوض میشود.بعضی افراد فکر میکنند وقتی ما درباره شهر کوفه و مردم کوفه صحبت می کنیم داریم راجع به افراد و شهری صحبت می کنیم که در گذشته بودند و اکنون نیستند در صورتیکه هر شهری می تواند کوفه باشد و هر شهروندانی می توانند مردم کوفی باشند.و این یک قصه مربوط به گذشته نیست.

مرور داستان عاشورا تلاشی است برای نجات خودمان.برای اینکه اغلب ما به امامان ارادت داریم اما عقاید درستی نداریم.بسیاری از ما منطقی پشت ایمانمان نیست و چه توی یک چالش نظری بیفتیم یا توی یک چالش عملی قدرت دفاع از عقایدمان را نداریم و نخواهیم داشت.بنابراین ما به دلیل و دلایل دیگر احتیاج داریم به گفتن و شنیدن و پرسیدن در این موارد برای اینکه ما به این حرفها و حتی به خود مذهب، عادت کردیم.ما عادت کردیم.ماها مذهب رو انتخاب نکردیم.مذهب ما رو انتخاب کرده.برای اینکه بدون آگاهی و تفکر امکان انتخاب وجود ندارد و معنا ندارد انتخاب و این مساله مهمی است که باید به دنبال راه حل آن باشیم.

عقیده را نمی شود تعارف کرد.عقیده اکتسابی است و برای کسب عقیده درست و برای حفظ یک عقیده باید عرق ریخت، سرمایه گذاری کرد، تلاش کرد، وقت گذاشت.ما برای همه بخشهای زندگیمان وقت می گذاریم برای عقایدمان وقت نمی گذاریم.که ما به چی معتقدیم؟بر اساس چی داریم عمل می کنیم یا نمی کنیم؟

یک روایتی است از اما حسین (ع) که فرمودند:یتیم معرفتی قابل ترحمتر است نسبت به یتیم معیشتی.

یتیم معیشتی کسی است که از محبت پدر در زمان احتیاج به دور بوده.

امام فرمودند یتیم معرفتی تمام جامعه اسلامی اند.تمام جوانان مسلمان و شیعه اند.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در دوره های بعدی، در آینده ملت ها و نسل هایی خواهد آمد که ما را ندیدند ولی به ما ایمان می آورند در حالی که تنها راه ارتباطشان با ما از طریق خواندن است.از طریق کلمات و نوشته هاست.آنها از طریق کلمات و نوشته ها با ما آشنا میشوند و ایمان محکمی دارند.

یک جمله معروف از امام حسین که در رابطه با تیپ شناسی مردم دیروز، امروز و همیشه: مردم برده دنیای خودشان هستند.برده مال اند و دین یک بازی زبانی است برای آنها.یک عادت اجتماعی است و در این تا در این دین منافعشان تظمین باشد در چارچوب دین، دیندارند.اما وقتی که مشکلات شروع می شود یعنی باید انتخاب کنند بین دینشان و منافعشان آنوقت می بینید که چه بد انتخاب می کنند.

عاشورا دعوای بین دوتا اسلام است.در دو طرف جبهه عاشورا هر دو طرف از اسلام می گفتند.هر دو طرف پرچم دینی دستشان بوده.

عاشورا تمام تاریخ را تقسیم بر دو کرد.همه چیز را تقسیم بر دو کرد.سیاست، قضاوت، خانواده، اسلام را تقسیم را بر دو کرد.

همه جهان را از همه جهات دو قطبی میکند.(حسینی یا یزیدی) و راه فریب و دوگانگی را می بندد و مجبور می کند به انتخاب.

این جمله معروف امام حسین که گفته : مردم برده دنیا و مال خودشان اند این تعبیر را قبل از عاشورا گفته نه ظهر عاشورا که ما بگیم قبلا امام فکر می کردند مردم کوفه آدمهای مورد اعتمادی هستند بعد امام غافلگیر شده و رودست خورده.

امام حسین اصلا غافلگیر نشد.توصیف ایشان توضیف یک فرد غافلگیر شده نیست.

البته امام به وظیفه خود عمل میکند.وقتی مردم کوفه اعلام آمادگی می کند امام می آید و وقتی کنار می کشند وظیفه اش عوض می شود.

این جمله را امام حسین در جواب توصیف فرضدق از مردم کوفه فرمودند که این مردم هم انتقلابی بودند هم به موقع اش سازشکار و تسلیم طلب، هم با دین بودند هم بی دین.

وقتی که امام از مکه به سمت کوفه می رفتند هنگام دیدار از فرضدق که از کوفه به سمت مکه بر می گشت پرسید: مردم کوفه را چطور دیدی؟

گفت: قلوبهم مَعَک.سیوفهم عَلَیک.(دلهایشان با توست امّا شمشیرهایشان علیه توست).ته دلشان تو را قبول دارند می دانند تو راست میگی و حق با توست امّا شمشیرهایشان با تو خواهد جنگید.

در جواب اینها امام حسین این حرف را زد ولی باز حرکت کرد به سمت کوفه.

یعنی مردمی که به راحتی بر خلاف درک و عقیده خودشان عمل می کنند. دین  نماز و روزه و حج شان را ظاهراً برقرار است.دیندار ولی بی دین.و این خصلت مردم کوفه فقط نیست.این یک نوع از دینداریست در همه دوران ها و در همه جامعه ها از جمله در دوران و جامعه ما.

اتفاقاَ همین فرضدق شاعر هم از این جمله افراد است که بعدها هم در مدح امام سجاد شعر میگوید و هم در مدح حاکم جلاد بنی امیه یعنی یک وقت ریش و تسبیح یه وقت هم شاهد و شراب.هر دو را یک جوری با هم جمع میکنند و برای هر دو توجیه دارند.

عبدالملک (یکی از حاکمان اموی) یکی از این افراد بود که هنگامی که قرآن می خواند به او خبر دادند قدرت به دست باند شماها افتاد، قرآن را بست و به گفت این آخرین دیدار ما بود.

تعبیر امام حسین این است که مردم با نقاب زندگی می کنند.در لحظه ای که باید از جان و مال و از آبرویشان بگذرند آنوقت نقابها می رود کنار.

نتیجه از تعبیر امام حسین:کوفه و کوفیان یک شهر تاریخی با شهروندانی در  تاریخ گذشته نیست.کوفه یک شهر است در فرا تاریخ و کوفیها شهروندان همه شهرهای بی آرمان و بی عقیده اند و همه دوره ها و همه عصرها و نسل ها کوفه دارند و کوفی.

امام خسین می فرمایند: خط قرمز دینداری این افراد: جان و مال و منافع این افراد است.

مذهبی که بر کوفه حاکم بود اینها بود.

مذهبی که در جبهه امام حسین بود می گفت: مذهب به عنوان مکتب.مذهب به عنوان راه.به عنوان روشی برای زندگی و روشی برای مردن.

و در عاشورا دعوا بین دو نوع دینداری است.دینداری تا مرز فدا و ایثار جان و مال و اسارت فرزندان و ... یا دینداری تا مرز امنیت و پول و شغل و...

مذهبی بودن افراد جبهه یزید زندگی به هر قیمتی حتی یک روز بیشتر در حالیکه در جبهه امام حسین، قاسم (نوجوان 13 ،14 ساله) به امام می گوید "ما داریم به سمت مرگ میریم".امام پرسید: "چنین مرگی نزد تو چگونه است؟" قاسم گفت :"شیرین تر از عسل".مرگی که در راه حق و حقیقت و خداست".

بعضی ها می گفتد ای کاش ما در کربلا بودیم و در خدمت امام حسین بودیم امام صادق (ع) فرمودند: "کل بوم عاشورا، کل عرض کربلا".

امام فرمودند:هر روز عاشوراست.همه جا کربلاست.این مال قطعه ای از تاریخ نبوده.شما همیشه در حال انتخاب عاشورایی هستید وهر روز یا در جبهه حسین هستید یا در جبهه یزید.

 





نوع مطلب : حدیث، خبر، یاد آوری، حرف، 
برچسب ها :
ارسال شده در: دوشنبه 22 آذر 1389 :: توسط : General
دیگه واقعا داره حالم بهم میخوره.آه این عاشق اونه.آه اون عاشق اینه.دارم از عشق این میمیرم.می خوای برات بمیرم؟رگمو زدم.براش مردم.بس کنید تو رو خدا.نمی خواستم این بحثو راه بندازم.اما یه سری خیلی جو گیر شدن و دارن میترکونن دیگه.این حرفا یعنی چی؟هیچ عشقی بین دو تا آدم یا انسان وجود نداره.می خواد زن و مرد باشه دختر و پسر باشه یا مادر و فرزند یا هر رابطه عاطفی دیگه...

عشق زمینی و هوایی نداریم.عشق عشقه.عشق هر چیزی که هست بالاخره یه مختصاتی داره.آدمو به فداکاری می کشونه.آتیش میزنه.یا هر چیز دیگه.ما عشقو بالاترین درجه دوست داشتن میگیریم.
با چندتا مثال ساده میشه ثابت کرد که عشق فقط بین انسان و خداست.نه دوتا انسان!!!و بین دوتا انسان هیچوقت دوست داشتن به بالاترین درجه خودش یعنی عشق نمیرسه.
1.یه دختر و پسر واااااای عاشق همن.دارن برای هم میمیرن.ازدواج میکنن و میرن زندگی کنن, این عشقو به هم ابراز کنن.فردا مرده میاد خونه.خوب, سلام عزیزم.چرا منو تحویل نمیگیری؟ زن:آخه سرم در میکنه.چقدر تحویلت بگیرم؟خسته شدم. مرد:چی؟تو عاشق من نیستی؟تو به عشق خیانت کردی؟تو منو دیدی غش نکردی؟منو تحویل نگرفتی؟عاشق بدون معشوق نفس نمی کشه.براش میمیره.
بشین بابا سر جات.کدوم عشق؟این عشقی که بهت گفتن دروغ بوده.معلومه.اون اوایل ازدواج براش تازگی داشتی بهت عاشقونه نگاه میکرد.اما خوب عادی میشی.آدم هر چی هم باشه بعد از یه مدت عادی میشه.
>>از اونور زنه به شوهرش میگه عزیزم امروز حوصله ندارم غذا بپذم.فکر میکنه دوران ماه عسله مرده 4 تا پشتک بزنه بره دم در بگه خانوم چی بخرم؟.شوهرش هم بهش میگه خیلی بیخود که حوصله نداری. زن:تو به گفتی خیلی بیخود؟تو عاشق من نیستی؟
حافظ میگه:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را        به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
یا میگه:
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین, دعا گویم        جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخا را
2.فرض میکنیم یه عروس و دامادو در اوج دوست داشتن یعنی عشق قرار دارن.توی عروسی, عروس به داماد بگه: تو که اینقدر عاشق منی خودتو برای من سر ببر.داماد چی میگه؟
1.مگه مرض دارم؟بمیرم که فردا بری با یکی دیگه؟
2.آه عزیزم من برات میمیرم.(وقتی بمیره این به اصطلاح عشق از بین میره)
نه دیگه.بمیرید بمیرید.دراین عشق بمیرید.در این عشق چو مردید همه روح پذیرید.
>>>چه عشقی وجود داره؟
اگه عاقل باشیم میبینیم فقط جواب اول قابل قبوله.
تازه در همین رابطه و درباره عشق حافظ اینجوری گفته...
به تیغم گر زند دستش نگیرم     اگر تیرم زند منت پذیرم
3.شوهر به زنش میگه حجابتو درست کن.همه میگن: به به چه شوهر با غیرتی!!!این معلومه هیچ عشقی وجود نداره.
در مقام عاشقی چطور باید رفتار کرد؟
اول بگم شهریار در رابطه با عشق چی میگه:
گر از درت برانی              ور نزد خود بخوانی
رو کن به هر که خواهی    گل پشت و رو ندارد
عاشق دوست داره معشوقشو به همه دنیا نشون بده و دوست داره همه معشوقشو دوست داشته باشن.
کدوم مردی دوست داره زنشو به همه نشون بده و دوست داره مردای دیگه زنشو دوست داشته باشن؟یا برعکس؟
4.مرد:عزیزم یادته ما با هم چه خاطره هایی داشتیم.تو منو دوست داری؟ زن:آره عزیزم.من عاشقتم.برات میمیرم.هر کاری میکنم برای خوشی تو هستش. مرد:تو که عاشق منی میشه من برم با یه زن دیگه؟ زن:تو غلط کردی.
بر میگردیم به شعر شهریار:
گر از درت برانی             ور نزد خود بخوانی
رو کن به هر که خواهی    گل پشت و رو ندارد
هیچ مردی به زنش میتونه اینو بگه؟یا برعکس؟
اصلا این شعره هیچی.مگه عاشق بخاطر معشوقش از همه چی نمیگذره؟پس چی شد؟
اصلا عشق توی روابط زن و مردی امکان نداره.ما که اینقدر مضامین بالایی توی ادبیات ما برای عشق وجود داره.اونوقت ما عشقو گذاشتیم دم دست یه سری جوجه خواننده و کارگردان های نادان که از نظر معرفت و عرفان, گرد زیر پای حافظ هم نمیشن.
5.درباره ی همین فیلمهای عشقی بگم.اینا همش دروغه.دو نفر تا به هم میرسن فیلم تموم میشه.در صورتی و اگه فیلم ادامه پیدا کنه می بینید هیچ عشقی وجود نداره.فیلم تایتانیک و که ماشاا... هیچکی نیست که ندیده باشه.یکی از به اصطلاح عشقی ترین فیلمهاست.و چقدر هم برنده جایزه شده.فرض میکنیم این پسره جک زنده میموند و با دختره نجات پیدا کردن.رفتن سر خونه زندگیشون.دوربین هم همینجوری نشون میداد.20 سال بعد...جک داره از خونه میره بیرون.زن:رفتی یه ماست هم بگیر بیار.
دیگه تک تک همه بلند میشن از سینما بیرون میرن.چون میبینن هیچ عشقی نیست.حتما باید جک میمرد تا این عشق معنا پیدا میکرد.
عشق فقط بین انسان و خدا میتونه وجود داشته باشه.چرا؟چون انسان محدوده و یه انسان محدود دیگه نمیتونه روح نامحدودشو ارضا کنه.حتما باید یه طرف نامحدود باشه.دوست داشتن هیچوقت بین دو تا انسان به بالاترین درجه خودش یعنی عشق نمیرسه.
عشق مجازی و عشق حقیقی هم نداریم.مثل لینکه بگی طلای قلابی و طلای اصلی.میشه؟طلا طلاست.
همه این دوست داشتن ها در راستای عشق الهی هستش.
از حضرت علی(ع) پرسیدند حضرت فاطمه(ص) چطور بود؟
ایشان فرمودند:کمک کننده خوبی بود...
یا دوست داشتن یوسف توسط زلیخا که حافظ میگه:
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم     که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
ایشالا روزای دیگه درباره عشق الهی هم صحبت میکنم...




نوع مطلب : احساس، خبر، یاد آوری، حرف، 
برچسب ها :
ارسال شده در: یکشنبه 14 شهریور 1389 :: توسط : General
این عكسهای  یك مغازه مخوف در شمال تایلند است كه اعضای بدن انسان روتكه تكه کرده و بصورت بسته بندی شده برای صرف ناهار و شام به مشتریان خود با قیمتی گزاف  میفروشه!
برای دیدن عکسها به ادامه مطلب برید...
 




نوع مطلب : خبر، طنز، عکس، 
برچسب ها :
ارسال شده در: چهارشنبه 10 شهریور 1389 :: توسط : General

 به نظر شما رییس‌‌جمهور بودن بهتر است یا مرده‌شور بودن؟! مطمئنم که پاسخ بسیاری از شما رییس‌جمهور بودن است! اما من با دلایلی کاملا ً فلسفی، کلامی، عرفانی، اسلامی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، انتظامی، فرهنگی، انتحاری، انفجاری، اضطراری، اغتشاشی!! اثبات خواهم کرد که مرده شوری بسیار راحت‌تر، باحال‌تر، هیجان‌انگیزتر، روح‌بخش‌تر، کم‌دردسرتر، با کلاس‌تر، پردرآمدتر و ایضا ً ثواب‌دارتر از ریاست‌جمهوری است! اینکه چرا مرده‌شوری از ریاست‌‌جمهوری بهتر است را می‌توان از زوایای گوناگونی بررسی کرد:

 

 اولا ً مرده شوری شغل است اما رییس‌جمهوری شغل نیست! البته بنده کاری به تعاریف مرسوم شغل در این کشور ندارم که مثلا ً اگر کسی یک بار در روز خمیازه بکشد شاغل محسوب می‌شود! شغل از نظر بنده یعنی کاری با حقوق ماهیانه مکفی در حدی که انسان بتواند با آن زن بگیرد و زندگی کند یا به عبارت بهتر زن بگیرد و زنده بماند! از این منظر مرده‌شوری شغل است چون جوانان جویای کار به راحتی می‌توانند بدون آزمون کتبی و شفاهی و مصاحبه و معاینه بدنی و روحی و روانی به کسوت مرده‌شوری در آیند و در همان روز استخدام در مرده شورخانه دست مادرشان را بگیرند و چند شاخه گل گلایول!! بخرند و بروند خواستگاری!! اما ریاست‌جمهوری شغل نیست چون معمولاً کسی در سن ازدواج رییس‌جمهور نمی‌شود و معمولا ً بعد از اینکه به سنی رسید که کچل شد و دندان‌هایش هم مصنوعی شد می‌تواند رییس‌جمهور شود! و کسی هم که به این سن برسد دیگر بحث ازدواج برایش منتفی است چرا که اگر پیش از این زن گرفته باشد که به قول عرب‌ها "فبهاالمراد و نعم المقصود" و اگر نگرفته باشد در این سن عاقل‌تر از آن می‌شود که چنین اشتباه مرگباری بکند!!!

 

ثانیاً اگر مرده‌شورهای یک کشور دسته‌جمعی استعفا بدهند چنان ثلمه‌ای به جامعه وارد می‌شود که قابل جبران نیست چون متقاضی مرده‌شوری کم است. اما اگر رییس‌جمهور یک کشور استعفا بدهد چندین میلیون‌نفر آدم از اساتید دانشگاه گرفته تا بقال سر محله با طیب‌خاطر حاضرند که جای خالی رییس‌جمهور را پر کنند. باور کنید شوخی نمی‌کنم و مدرک تصویری هم دارم. فیلم‌های ثبت نام کاندیداهای ریاست‌جمهوری را ببینید. بعضی از ثبت‌نام کننده‌ها شب را کنار دیوار وزارت کشور خوابیده بودند! البته فکر نکنید که پول کرایه اتاق در هتل و مسافرخانه نداشته‌اند! احساس تکلیف است عزیزم! من و شما نمی‌فهمیم!!

 

سومین دلیل یک دلیل اقتصادی است. هم مرده‌شور و هم رییس‌جمهور  بر اساس اقتصاد تک‌محصولی عمل می‌کنند با این تفاوت که یکی از آنها منبع درآمدش مرده است و دیگری نفت!! در تعیین قیمت نفت کلی عوامل مختلف نقش دارد. قیمت نفت یک قیمت فصلی است. تابستان‌ها پایین می‌آید و زمستان‌ها بالا می‌رود ولی ملک‌الموت اصلا ً کاری به فصل ندارد. شبانه‌روزی تلاش مخلصانه می‌کند که ملت از این وضعیت نجات پیدا کنند!! ضمنا ً نفت در خوش‌بینانه‌ترین حالت پنجاه سال دیگر تمام می‌شود ولی وقتی نفت تمام شود تازه اول عشق است! البته برای مرده‌شور! نکته اقتصادی دیگر این است که نفت انواع و اقسام دارد! مثلا ً نفت سنگین یا نفت سبک یا نفت دریای برنت که همین تنوع در قیمت نفت موثر است! ولی مرده سبک و سنگین ندارد. نرخ شست‌وشوی اموات دریای برنت! هیچ فرقی با اموات آران و بیدگل ندارد! البته برخی مرده‌شورهای سودجو هستند که اموات سنگین‌وزن را کیلویی می‌شورند و اموات بلند قد را متری و بچه‌‌ها را دانه‌ای که هم‌وطنان می‌توانند با شماره 124 تماس بگیرند و گزارش بدهند!

 

چهارمین دلیل یک دلیل استخدامی است! رییس‌جمهور شدن شرط و شروط خاصی دارد. مثلا ً کسی که می‌خواهد رییس‌جمهور شود باید رجل سیاسی باشد، یعنی هم رجل باشد و هم سیاسی باشد! اثبات رجولیت که خیلی ساده است! یکی از روش‌ها از روی اسم کاندیدا است! مثلا ً اسامی غضنفر، مظفر! حشمت! علی احمد! غلام! مش‌حسین آقا! و... از جمله اسامی مورد تایید شورای نگهبان برای اثبات رجولیت است! یکی دیگر از ملاک‌های معتبر مساله سبیل است! آقاجان سبیل هر چه پرپشت‌تر احتمال تایید رجولیت بیشتر! بنابراین عزیزانی که احساس تکلیف می‌کنند که به مردم حتما ً در کسوت رییس‌جمهور خدمت کنند از همین امروز سعی بفرمایند که به اندازه "دسته کتری" شاربشان را بلند کنند! ریش هم تا چند سال پیش سند مستندی محسوب می‌شد، ولی از وقتی که نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت و رئالیسم انتقادی در جامعه مطرح شد و مردم فهمیدند که فهم آنها هم به اندازه فهم مراجع عظام تقلید می‌تواند معتبر باشد، متاسفانه این سند معتبر مخدوش شد! البته در این میان نمی‌توان تاثیر عوامل دیگری مانند افزایش تولید «تیغ سوسمار نشان» و کیفیت مرغوب صابون لوکس و فرچه های وارداتی را هم منکر شد! در مورد سیاسی‌بودن هم فعلا ً چیزی نمی‌گویم چون پرونده قبلی دادگاه من همین چند روز پیش مختومه شد و اصلا ً دوست ندارم که دوباره چشمم به جمال مبارک قضات مهربان روشن شود! علی ای حال  برای مرده‌شور بودن نه نیازی به رجل بودن است و نه حاجتی به سیاسی بودن! مرده‌شور می‌تواند جزء جماعت نسوان باشد و سیاسی هم نباشد و به جای سیاسی بودن مثلا ً فرهنگی یا اجتماعی باشد! به علاوه مرده‌شور برای مرده‌شور شدن هیچ احتیاجی به رای مردم ندارد! ستاد انتخاباتی هم نمی‌خواهد! پوستر هم نمی‌چسباند! مناظره هم نمی‌کند! سفر استانی هم نمی‌رود! هیچ‌کس هم تا حالا ندیده که یک مرده شور برای شستن مرده‌ای از استانی به استان دیگر برود!!

 

دلیل چهارم یک دلیل جامعه‌شناسانه است! مرده‌شور با چند تا  آدم مرده سر و کار دارد و رییس‌جمهور با میلیون‌ها نفر آدم زنده! آدم مرده هم که تکلیفش معلوم است! خیلی هم اگر در زمان حیات قلدر و بزن بهادر بوده باشد اینجا در میان دستان با کفایت مرده‌شور به اندک تکانی این ور و آن ور می‌شود. تازه اگر در زمان حیاتش به مرده‌شور ستمی هم روا داشته باشد یا ناسزایی هم گفته باشد، مرده شور محترم می‌تواند در همان مرده شورخانه تلافی کند!مثلا می‌تواند برای شست‌وشوی میت به جای سدر و کافور از واجبی استفاده کند یا مرده را به جای آب با وایتکس بشورد! تازه قوم و خویش مرده هم نمی‌فهمند و کلی مرده شور را دعا می‌کنند که مرده‌شان را اینقدر خوب شسته که مثل پنیرپیتزا سفید شده است!! من هرگز ندیده‌ام که کسی به مرده‌شوری فحش بدهد یا پشت سر مرده‌شوری غیبت کند ولی بنده خدا رییس‌جمهور! بنزین اگر سهمیه‌بندی شود رییس‌جمهور فحش می‌خورد! سیب‌زمینی گران شود رییس‌جمهور فحش می‌خورد! سیب‌زمینی رایگان هم که بشود باز رییس‌جمهور فحش می‌خورد!

 

دلیل پنجم یک دلیل تخصصی است!! یکی از محاسن مرده‌شوری این است که هیچ‌کس کاری به سبک شستن مرده ندارد! این دیگر مانده به تکنیک خود مرده‌شور! مثلاً می‌تواند مرده‌ها را 4-4-2 یا 3-5-2 بشورد! البته ببخشید این فقط مخصوص مرده‌های فوتبالیست است که برای روشن شدن مساله ذکر شد! هیچ وقت هم کسی ندیده است که مثلا ً چهل نفر اقتصاددان به یک مرده‌شور نامه سرگشاده بنویسند و بگویند که مثلا ً سیاست‌های شما در حوزه ی واردات کافور باعث ایجاد تورم می‌شود!!چون مرده‌شوری مرده‌شوری است دیگر! بستن بودجه مملکت نیست که هزار تا مدعی و منتقد داشته باشد و هر کسی یک چیز بگوید و آخر سر هم بگویند که یک میلیارد دلار گم شد! فوقش این است که بعد از شستن مرده صاحب مرده شورخانه می‌فهمد که یک قالب صابون گلنار!! یا دو تا شامپوی سدر صحت گم شده دیگر! ولی رییس‌جمهور هر کاری که بکند بالاخره فریاد عده‌ای بلند می‌شود. به عنون مثال اگر بازار مسکن رونق پیدا کند صدای مردم از گران‌شدن نرخ مسکن در می‌آید. اگر بازار مسکن راکد شود انبوه‌ساز و گچ‌فروش و سیمان‌فروش و آهن‌فروش و سیم‌فروش و آجرفروش و کلی چیز فروش دیگر فریاد واغربتا سر می‌دهند.

 

دلیل ششم یک دلیل گفتاری شنیداری است! مرده شور هر طور که بخواهد می‌تواند حرف بزند چون مرده مادرمرده این‌قدر خودش گرفتاری دارد که اصلا ً گوشش به حرف مرده شور بدهکار نیست و تازه اگر هم به حرف‌های مرده‌شور گوش بدهد زبان جواب گفتن و شایعه پراکنی و... ندارد! مرده‌شورها اگر پیش یک میلیون مرده ادعای پیغمبری هم بکنند آب از آب تکان نمی‌خورد ولی اگر رییس‌جمهور پیش چهار نفر یک نقل قولی از کس دیگری در مورد هاله نور بکند فیلم‌برداری می‌کنند و روی سایت‌های بین‌المللی می‌گذارند! ! همین رییس‌جمهور خودمان را ببینید! بنده خدا همین چند روز پیش دو کلمه گفت «سی‌چهل نفر خار و خاشاک!!» ببینید چه بلوایی درست کردند! اول از همه که سی‌چهل نفر را کردند سیزده میلیون نفر! بعد هم دیوان شمس تبریزی را باز کردند و شعری در بحر مفتعلن مغتعلن سرودند و چاپ کردند که بله فلانی! آن خس و خاشاک تویی! پست‌تر از خاک تویی!! و...! تازه آخر سر هم که صدا و سیما دوباره سخنرانی احمدی‌نژاد را پخش کرد و ملت فهمیدند که قضیه از بیخ شایعه بوده سایت تابناک که متعلق به کاندیدای به اصطلاح با اخلاق این دوره یعنی آقای رضایی است تیتر زد که «احمدی‌نژاد خار و خاشاک را هم تکذیب کرد»!!! البته از این دست مثال‌ها در مورد رییس‌جمهور فعلی زیاد است چرا که  اگر در مدح امام زمان حرف بزند می‌گویند حجتیه است! اگر از اسراییل انتقاد کند می‌گویند ماجراجویی می‌کند! اگر نام مفسدان اقتصادی را بیاورد می‌گویند شائبه انتخاباتی دارد! اگر اسمشان را نیاورد می‌گویند بلوف می‌زند! اصلاً بنده خدا خودش هم مانده که چه بگوید!!

 

 دلیل هفتم یک دلیل فرهنگی هنری است! مرده‌شورها نه تنها با هنرمند جماعت مشکلی ندارند بلکه خیلی هم برای هنرمندان قابل احترام هستند! چون هر وقت یکی از این هنرمندها هوس نخل طلای جشنواره کن را بکند سریع یک فیلم در مورد مرده شورخانه به عنوان نماد عقب افتادگی ایران درست می‌کند و مثلا ً اسمش را می‌گذارد «"زمانی برای شستن مرده‌ها»!! مرده‌شورها با ناشران و نویسندگان هم روابط حسنه ای دارند! مثلا ً همین صادق هدایت با الهام از مرده‌شور و مرده‌شورخانه بود که به این مقامات رسید!

 

دلیل هشتم یک دلیل خانوادگی است!! وقتی کسی مرده‌شور شود می‌تواند کلی برای قوم و خویش خودش پارتی‌بازی کند! مثلا ً اگر مرده آشنا باشد می‌تواند موهای مرده را آناناسی کوتاه کند یا اگر زن باشد گل سر برایش بزند یا به مرده به جای کافور اودکلون بمالد یا چه می‌دانم به جای «لنگـ و «پیراهن» و «سرتاسری»، کت و شلوار هاکوپیان سفیدرنگ تن مرده بکند یا برای کفن مرده کراوات ببندد، ولی وقتی کسی رییس‌جمهور می‌شود همه اعضای خانواده‌اش باید بیکار بمانند چون به محض اینکه یکی از قوم و خویش او در جایی مشغول به کار شوند صدای همه در می‌آید که آقا فلانی فامیل بازی می‌کند و حتی اگر فامیل هم نداشته باشد برایش کلی فامیل خیالی درست می‌کنند! پسرش هم به جای آنکه سربازی به سپاه برود و از صبح تا شب حدیث کساء بخواند باید برود پادگان صفر یک و هی به چپ چپ به راست راست و دوش فنگ و پیش فنگ کند و سینه‌خیز برود و پشتک و وارو بزند!

 

دلیل نهم یک دلیل زیبایی‌شناسانه است! مرده‌شور اگر کوتاه قد باشد یا بلند قد، چاق باشد یا لاغر، دماغ نوک بالا باشد یا دماغ پهن، خلاصه هر جوری که باشد هیچ اهمیتی برای ملت ندارد! چون می‌خواهد مرده بشورد! فیلم هندی که بازی نمی‌کند! ولی این بنده خدا رییس‌جمهور! از وقتی که می‌آید  هزار بار به قد و دو هزار بار به قیافه و سه هزار بار به لباس و چهار هزار بار به ... انتقاد می‌کنند! کسی هم نیست بگوید که حضرات! این بنده خدا رییس‌جمهور است! بازیگر هالیوود نیست که شما انتظار داشته باشید شبیه «همفری بوگارت» باشد!

 

دلیل دهم یک دلیل عرفانی است! مرده‌شور هر روز با دیدن انواع و اقسام مرده‌های گوناگون به یاد شب اول قبر و آخرت و نکیر و منکر و مار غاشیه و ... می‌افتد! ولی رییس‌جمهور نه تنها با هیچ میتی سر و کار ندارد که به یاد آخرت بیفتد بلکه در سفرهای خارجی‌اش با کلی حاج خانم‌های خارجکی سانتی‌مانتال و به تعبیر دکتر شریعتی «خوش کله پاچه و دنبه‌دار» باید دیدار کند. به جان جدتان ما که از صداوسیما سانسورشده‌اش را می‌بینیم کلی دچار مشکلات معنوی می‌شویم چه رسد به پخش زنده که علاوه بر حس بینایی، حس شنوایی و بویایی هم معنویات آدم را دچار مشکل می‌کند!!!

 

دلیل یازدهم هم اینکه هیچ‌کس به یک مرده‌شور نمی‌گوید «رییس‌جمهور برده» ولی ممکن است که دشمنان یک رییس‌جمهور به او بگویند: «مرده شور برده»!!!!!





نوع مطلب : خبر، یاد آوری، طنز، حرف، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 6 شهریور 1389 :: توسط : General
درباره وبلاگ
"آگورین مخفف یه جمله و کلمه است"

جنرال یعنی تنهای تنها پیش خدا.یعنی واقعا تنها.یعنی مرد روزهای خییییلی سخت.یعنی پاک موندن در فساد مثل آب موندن در دمای انجماد.
جنرال یعنی از همه بالاتر.یعنی فقط خودم و خدا، نه هیچکس دیگه.
جنرال یعنی متفکر.یعنی کسی که نمیمیره.یعنی هر چی بخواد میشه.هر کاری بخواد میتونه قدرت داره انجام بده.
در حقیقت جنرال یعنی بنده خدا.یعنی عبد.
این فکر منه.مال منه و خود منه...

مدیر وبلاگ : General

Clock And Date
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic