تبلیغات
افکار بی پایان تا دم مرگ - یه شعر قدیمی و محشر...
 
افکار بی پایان تا دم مرگ
با همین خون تو رگهام..با همین قدرتی که دارم..هر چیو که مانعم شه..خیلی ساده بر می دارم
 
 
جستجو
نویسندگان
نظرسنجی
شما با معرفتا که فقط بلدید بخونید.بگید وبلاگ چطوریه؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم
گفتی با دل تنگیم بخون گفتم میخونم
گفتی که باید عاشق و دیوونه باشی
چون ساقی هر شب می کش میخونه باشی
گفتی باید خاطرم شرط تو باشه
راه خیال خسته ام فکر تو باشه
گفتی که بر یاس تنت پیرهن بدوزم
چون شاپرک باشم که از عطرت بسوزم
گفتی که دستمو بگیر گفتم میگیرم
گفتی که از عشقم بمیر گفتم میمیرم
گفتمو گریه کردمو پای تو ساختم
این دل سر به راهو آسون به تو باختم




نوع مطلب : شعر، احساس، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 30 مرداد 1389 :: توسط : General
درباره وبلاگ
"آگورین مخفف یه جمله و کلمه است"

جنرال یعنی تنهای تنها پیش خدا.یعنی واقعا تنها.یعنی مرد روزهای خییییلی سخت.یعنی پاک موندن در فساد مثل آب موندن در دمای انجماد.
جنرال یعنی از همه بالاتر.یعنی فقط خودم و خدا، نه هیچکس دیگه.
جنرال یعنی متفکر.یعنی کسی که نمیمیره.یعنی هر چی بخواد میشه.هر کاری بخواد میتونه قدرت داره انجام بده.
در حقیقت جنرال یعنی بنده خدا.یعنی عبد.
این فکر منه.مال منه و خود منه...

مدیر وبلاگ : General

Clock And Date