تبلیغات
افکار بی پایان تا دم مرگ - جاتون خییییییییلیییی خالی.....زیر بارون
 
افکار بی پایان تا دم مرگ
با همین خون تو رگهام..با همین قدرتی که دارم..هر چیو که مانعم شه..خیلی ساده بر می دارم
 
 
جستجو
نویسندگان
نظرسنجی
شما با معرفتا که فقط بلدید بخونید.بگید وبلاگ چطوریه؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

امروز رفتم زیر بارون قدم زدم.خیلی انرژی گرفتم.واقعا دلم گرفته بود.دلم برای برای بارون تنگ شده بود...
بارون بارید:
زود قطع شد ولی من ارتباطم قطع نشد...
نم نم بارید و من آهسته میریخنم...

بارون رحمت الهی هستش برای بهره از این رحمت چتراتونو ببندید و مثل من بارونو بغل کنید...

بارون قشنگ ابرا تو رو یاد من میاره
مثل اشکایی که آروم از دوتا چشمام میباره
با صدای رعد و برقش یاد خندهات میفتم
یاد خندهای نازت یاد حرفایی که گفتم
یاد چشمای تو بودم وقتی برق اون درخشید
یاد برق چشم نازت که دلم براش میلرزید
تو مثل طراوت گل مثل شبنم روی برگی
تو مثل شوق دویدن زیر بارون تگرگی
تو مثل خواستن بارون توی شبهای بهاری
مثل لالایی بارون روی یک سقف قطاری..





نوع مطلب : احساس، شعر، حرف، 
برچسب ها :
ارسال شده در: یکشنبه 10 مرداد 1389 :: توسط : General
درباره وبلاگ
"آگورین مخفف یه جمله و کلمه است"

جنرال یعنی تنهای تنها پیش خدا.یعنی واقعا تنها.یعنی مرد روزهای خییییلی سخت.یعنی پاک موندن در فساد مثل آب موندن در دمای انجماد.
جنرال یعنی از همه بالاتر.یعنی فقط خودم و خدا، نه هیچکس دیگه.
جنرال یعنی متفکر.یعنی کسی که نمیمیره.یعنی هر چی بخواد میشه.هر کاری بخواد میتونه قدرت داره انجام بده.
در حقیقت جنرال یعنی بنده خدا.یعنی عبد.
این فکر منه.مال منه و خود منه...

مدیر وبلاگ : General

Clock And Date