تبلیغات
افکار بی پایان تا دم مرگ - ای بابا...ای بابا...بابا...
 
افکار بی پایان تا دم مرگ
با همین خون تو رگهام..با همین قدرتی که دارم..هر چیو که مانعم شه..خیلی ساده بر می دارم
 
 
جستجو
نویسندگان
نظرسنجی
شما با معرفتا که فقط بلدید بخونید.بگید وبلاگ چطوریه؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

ای بابا حکایتی شده مویم
نگاه نکن به چشمان کم سویم
از وقتی رفتی بغضی ست در گلویم
ولی سفید است رویم
مثل مادرت شکسته پهلویم
سیلی زدند به رویم
با خودم بابا، بابا میگویم
دلم میخواهد عطرت را ببویم
کجایی بابا؟ بیا پهلویم

اشک خودم در اومده.فعلاً کافیه
ایشالا حضرت رقیه، منِ گناه کار رو شفاعت کنه...
یا رقیه...

بابای من، بابای من
کشته منو، دیگه آبله های پاهای من
جای سیلی، زجرو ببین رو چشمای من
بابای من




نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: جمعه 15 دی 1391 :: توسط : General
درباره وبلاگ
"آگورین مخفف یه جمله و کلمه است"

جنرال یعنی تنهای تنها پیش خدا.یعنی واقعا تنها.یعنی مرد روزهای خییییلی سخت.یعنی پاک موندن در فساد مثل آب موندن در دمای انجماد.
جنرال یعنی از همه بالاتر.یعنی فقط خودم و خدا، نه هیچکس دیگه.
جنرال یعنی متفکر.یعنی کسی که نمیمیره.یعنی هر چی بخواد میشه.هر کاری بخواد میتونه قدرت داره انجام بده.
در حقیقت جنرال یعنی بنده خدا.یعنی عبد.
این فکر منه.مال منه و خود منه...

مدیر وبلاگ : General

Clock And Date