تبلیغات
افکار بی پایان تا دم مرگ - برخی از تراوشات ذهنی
 
افکار بی پایان تا دم مرگ
با همین خون تو رگهام..با همین قدرتی که دارم..هر چیو که مانعم شه..خیلی ساده بر می دارم
 
 
جستجو
نویسندگان
نظرسنجی
شما با معرفتا که فقط بلدید بخونید.بگید وبلاگ چطوریه؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

چشمانم خیس
و نسیمی که نوازش دارد
خسته از دوران سخت
خسته از تلخ گذشته
و امیدی که به فردا دارم
خنده ام زیبا نیست
در دلم می گریم
دوستان کمی دارم
لبخندهایشان قلقلکم می دهد
فریادی گوش خراش می لرزاند
پای رفتنم آماده است
لب جاده می خوابم
خواب بد می بینم
خورشید بیدارم می کند
راه بلد نیستم
مسیر آب دنبال می کنم
می بارم و دل شاد می کنم
قفسم جادار است
پروازم بد نیست
فکرهای تازه ای دارم
نان سنگک می خرم
نان سنگ بیدارم می کند

بازم هست و خیلی زیاده...خودم گفتمااا....کلیه چیزایی که در این وبلاگ نوشته میشه متعلق به منه و هیچکس حق نداره از این مطالب سو استفاده کنه...
فکر کنم تا بعد از کنکور نیام...شایدم بیام...شاید...شاید این جمعه بیاید...شاید




نوع مطلب : احساس، شعر، یاد آوری، حرف، 
برچسب ها :
ارسال شده در: دوشنبه 23 خرداد 1390 :: توسط : General
درباره وبلاگ
"آگورین مخفف یه جمله و کلمه است"

جنرال یعنی تنهای تنها پیش خدا.یعنی واقعا تنها.یعنی مرد روزهای خییییلی سخت.یعنی پاک موندن در فساد مثل آب موندن در دمای انجماد.
جنرال یعنی از همه بالاتر.یعنی فقط خودم و خدا، نه هیچکس دیگه.
جنرال یعنی متفکر.یعنی کسی که نمیمیره.یعنی هر چی بخواد میشه.هر کاری بخواد میتونه قدرت داره انجام بده.
در حقیقت جنرال یعنی بنده خدا.یعنی عبد.
این فکر منه.مال منه و خود منه...

مدیر وبلاگ : General

Clock And Date