تبلیغات
افکار بی پایان تا دم مرگ - کاشکی بچه بودم...
 
افکار بی پایان تا دم مرگ
با همین خون تو رگهام..با همین قدرتی که دارم..هر چیو که مانعم شه..خیلی ساده بر می دارم
 
 
جستجو
نویسندگان
نظرسنجی
شما با معرفتا که فقط بلدید بخونید.بگید وبلاگ چطوریه؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

کاشکی بچه بودم و زمونه اون بود که می دیدم
غصه هام، قد دو تا گل که می چیدم
دردم این بود که پدر دیر کرده امشب
شاد بودم وقتی آتیش می زدم برگها رو مادر
مادر دارم دیوونه میشم از زمونه
پدر جون اون که میگفتی جهنم، این همونه
این همونه که موهاتو سفید کرد
چشمای مادرمونو تر و خیس کرد
پدر جون کاشکی بچه بودم و تو آغوش تو بودم
مامان لالایی میگفت و من شب رو نمیدیدم
نمیدیدم...





نوع مطلب : شعر، احساس، یاد آوری، 
برچسب ها :
ارسال شده در: چهارشنبه 11 خرداد 1390 :: توسط : General
درباره وبلاگ
"آگورین مخفف یه جمله و کلمه است"

جنرال یعنی تنهای تنها پیش خدا.یعنی واقعا تنها.یعنی مرد روزهای خییییلی سخت.یعنی پاک موندن در فساد مثل آب موندن در دمای انجماد.
جنرال یعنی از همه بالاتر.یعنی فقط خودم و خدا، نه هیچکس دیگه.
جنرال یعنی متفکر.یعنی کسی که نمیمیره.یعنی هر چی بخواد میشه.هر کاری بخواد میتونه قدرت داره انجام بده.
در حقیقت جنرال یعنی بنده خدا.یعنی عبد.
این فکر منه.مال منه و خود منه...

مدیر وبلاگ : General

Clock And Date