تبلیغات
افکار بی پایان تا دم مرگ - عاشورا. چرا؟.......
 
افکار بی پایان تا دم مرگ
با همین خون تو رگهام..با همین قدرتی که دارم..هر چیو که مانعم شه..خیلی ساده بر می دارم
 
 
جستجو
نویسندگان
نظرسنجی
شما با معرفتا که فقط بلدید بخونید.بگید وبلاگ چطوریه؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

قصه حسین و یزید مثل یک سناریوست که هر ساله تکرار می شود با این تفاوت که هنرپیشه های آن عوض میشود.بعضی افراد فکر میکنند وقتی ما درباره شهر کوفه و مردم کوفه صحبت می کنیم داریم راجع به افراد و شهری صحبت می کنیم که در گذشته بودند و اکنون نیستند در صورتیکه هر شهری می تواند کوفه باشد و هر شهروندانی می توانند مردم کوفی باشند.و این یک قصه مربوط به گذشته نیست.

مرور داستان عاشورا تلاشی است برای نجات خودمان.برای اینکه اغلب ما به امامان ارادت داریم اما عقاید درستی نداریم.بسیاری از ما منطقی پشت ایمانمان نیست و چه توی یک چالش نظری بیفتیم یا توی یک چالش عملی قدرت دفاع از عقایدمان را نداریم و نخواهیم داشت.بنابراین ما به دلیل و دلایل دیگر احتیاج داریم به گفتن و شنیدن و پرسیدن در این موارد برای اینکه ما به این حرفها و حتی به خود مذهب، عادت کردیم.ما عادت کردیم.ماها مذهب رو انتخاب نکردیم.مذهب ما رو انتخاب کرده.برای اینکه بدون آگاهی و تفکر امکان انتخاب وجود ندارد و معنا ندارد انتخاب و این مساله مهمی است که باید به دنبال راه حل آن باشیم.

عقیده را نمی شود تعارف کرد.عقیده اکتسابی است و برای کسب عقیده درست و برای حفظ یک عقیده باید عرق ریخت، سرمایه گذاری کرد، تلاش کرد، وقت گذاشت.ما برای همه بخشهای زندگیمان وقت می گذاریم برای عقایدمان وقت نمی گذاریم.که ما به چی معتقدیم؟بر اساس چی داریم عمل می کنیم یا نمی کنیم؟

یک روایتی است از اما حسین (ع) که فرمودند:یتیم معرفتی قابل ترحمتر است نسبت به یتیم معیشتی.

یتیم معیشتی کسی است که از محبت پدر در زمان احتیاج به دور بوده.

امام فرمودند یتیم معرفتی تمام جامعه اسلامی اند.تمام جوانان مسلمان و شیعه اند.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در دوره های بعدی، در آینده ملت ها و نسل هایی خواهد آمد که ما را ندیدند ولی به ما ایمان می آورند در حالی که تنها راه ارتباطشان با ما از طریق خواندن است.از طریق کلمات و نوشته هاست.آنها از طریق کلمات و نوشته ها با ما آشنا میشوند و ایمان محکمی دارند.

یک جمله معروف از امام حسین که در رابطه با تیپ شناسی مردم دیروز، امروز و همیشه: مردم برده دنیای خودشان هستند.برده مال اند و دین یک بازی زبانی است برای آنها.یک عادت اجتماعی است و در این تا در این دین منافعشان تظمین باشد در چارچوب دین، دیندارند.اما وقتی که مشکلات شروع می شود یعنی باید انتخاب کنند بین دینشان و منافعشان آنوقت می بینید که چه بد انتخاب می کنند.

عاشورا دعوای بین دوتا اسلام است.در دو طرف جبهه عاشورا هر دو طرف از اسلام می گفتند.هر دو طرف پرچم دینی دستشان بوده.

عاشورا تمام تاریخ را تقسیم بر دو کرد.همه چیز را تقسیم بر دو کرد.سیاست، قضاوت، خانواده، اسلام را تقسیم را بر دو کرد.

همه جهان را از همه جهات دو قطبی میکند.(حسینی یا یزیدی) و راه فریب و دوگانگی را می بندد و مجبور می کند به انتخاب.

این جمله معروف امام حسین که گفته : مردم برده دنیا و مال خودشان اند این تعبیر را قبل از عاشورا گفته نه ظهر عاشورا که ما بگیم قبلا امام فکر می کردند مردم کوفه آدمهای مورد اعتمادی هستند بعد امام غافلگیر شده و رودست خورده.

امام حسین اصلا غافلگیر نشد.توصیف ایشان توضیف یک فرد غافلگیر شده نیست.

البته امام به وظیفه خود عمل میکند.وقتی مردم کوفه اعلام آمادگی می کند امام می آید و وقتی کنار می کشند وظیفه اش عوض می شود.

این جمله را امام حسین در جواب توصیف فرضدق از مردم کوفه فرمودند که این مردم هم انتقلابی بودند هم به موقع اش سازشکار و تسلیم طلب، هم با دین بودند هم بی دین.

وقتی که امام از مکه به سمت کوفه می رفتند هنگام دیدار از فرضدق که از کوفه به سمت مکه بر می گشت پرسید: مردم کوفه را چطور دیدی؟

گفت: قلوبهم مَعَک.سیوفهم عَلَیک.(دلهایشان با توست امّا شمشیرهایشان علیه توست).ته دلشان تو را قبول دارند می دانند تو راست میگی و حق با توست امّا شمشیرهایشان با تو خواهد جنگید.

در جواب اینها امام حسین این حرف را زد ولی باز حرکت کرد به سمت کوفه.

یعنی مردمی که به راحتی بر خلاف درک و عقیده خودشان عمل می کنند. دین  نماز و روزه و حج شان را ظاهراً برقرار است.دیندار ولی بی دین.و این خصلت مردم کوفه فقط نیست.این یک نوع از دینداریست در همه دوران ها و در همه جامعه ها از جمله در دوران و جامعه ما.

اتفاقاَ همین فرضدق شاعر هم از این جمله افراد است که بعدها هم در مدح امام سجاد شعر میگوید و هم در مدح حاکم جلاد بنی امیه یعنی یک وقت ریش و تسبیح یه وقت هم شاهد و شراب.هر دو را یک جوری با هم جمع میکنند و برای هر دو توجیه دارند.

عبدالملک (یکی از حاکمان اموی) یکی از این افراد بود که هنگامی که قرآن می خواند به او خبر دادند قدرت به دست باند شماها افتاد، قرآن را بست و به گفت این آخرین دیدار ما بود.

تعبیر امام حسین این است که مردم با نقاب زندگی می کنند.در لحظه ای که باید از جان و مال و از آبرویشان بگذرند آنوقت نقابها می رود کنار.

نتیجه از تعبیر امام حسین:کوفه و کوفیان یک شهر تاریخی با شهروندانی در  تاریخ گذشته نیست.کوفه یک شهر است در فرا تاریخ و کوفیها شهروندان همه شهرهای بی آرمان و بی عقیده اند و همه دوره ها و همه عصرها و نسل ها کوفه دارند و کوفی.

امام خسین می فرمایند: خط قرمز دینداری این افراد: جان و مال و منافع این افراد است.

مذهبی که بر کوفه حاکم بود اینها بود.

مذهبی که در جبهه امام حسین بود می گفت: مذهب به عنوان مکتب.مذهب به عنوان راه.به عنوان روشی برای زندگی و روشی برای مردن.

و در عاشورا دعوا بین دو نوع دینداری است.دینداری تا مرز فدا و ایثار جان و مال و اسارت فرزندان و ... یا دینداری تا مرز امنیت و پول و شغل و...

مذهبی بودن افراد جبهه یزید زندگی به هر قیمتی حتی یک روز بیشتر در حالیکه در جبهه امام حسین، قاسم (نوجوان 13 ،14 ساله) به امام می گوید "ما داریم به سمت مرگ میریم".امام پرسید: "چنین مرگی نزد تو چگونه است؟" قاسم گفت :"شیرین تر از عسل".مرگی که در راه حق و حقیقت و خداست".

بعضی ها می گفتد ای کاش ما در کربلا بودیم و در خدمت امام حسین بودیم امام صادق (ع) فرمودند: "کل بوم عاشورا، کل عرض کربلا".

امام فرمودند:هر روز عاشوراست.همه جا کربلاست.این مال قطعه ای از تاریخ نبوده.شما همیشه در حال انتخاب عاشورایی هستید وهر روز یا در جبهه حسین هستید یا در جبهه یزید.

 





نوع مطلب : حدیث، خبر، یاد آوری، حرف، 
برچسب ها :
ارسال شده در: دوشنبه 22 آذر 1389 :: توسط : General
درباره وبلاگ
"آگورین مخفف یه جمله و کلمه است"

جنرال یعنی تنهای تنها پیش خدا.یعنی واقعا تنها.یعنی مرد روزهای خییییلی سخت.یعنی پاک موندن در فساد مثل آب موندن در دمای انجماد.
جنرال یعنی از همه بالاتر.یعنی فقط خودم و خدا، نه هیچکس دیگه.
جنرال یعنی متفکر.یعنی کسی که نمیمیره.یعنی هر چی بخواد میشه.هر کاری بخواد میتونه قدرت داره انجام بده.
در حقیقت جنرال یعنی بنده خدا.یعنی عبد.
این فکر منه.مال منه و خود منه...

مدیر وبلاگ : General

Clock And Date