تبلیغات
افکار بی پایان تا دم مرگ - فضیلت یاد مرگ و آثار آن
 
افکار بی پایان تا دم مرگ
با همین خون تو رگهام..با همین قدرتی که دارم..هر چیو که مانعم شه..خیلی ساده بر می دارم
 
 
جستجو
نویسندگان
نظرسنجی
شما با معرفتا که فقط بلدید بخونید.بگید وبلاگ چطوریه؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

یاد مرگ آرزوها  را کوتاه می کند، موجب بیقراری و کناره گیری از خانه فریب است و آدمی
 را برای سرای جاودانی آماده می سازد
 هر که از مدرن عبرت نگیرد و بیچارگی  و عجز خود راهنگام مرگ به خاطر نیاورد و طول توقف  خود را در قبر  وحیرانی در قایمت را ملاحظه  نکند امید خسرد  در او نیست
 کلید واژه
 1- مرگ  2-  غلظت  3- هول  و هراس  4- جاودانی  5- قبر    6- قیامت
 پیامبر خدا ( ص ) فرمود:  « زیاد  یاد کنید  در هم شکننده لذتها را » معنای سخن پیامبر آن است که با یاد مرگ لذتها را   تیره کنید تا اعتمادشما به  لذتهای دنیا از بین برود پیامبر خدا ( ص ) فرمود:  « زیاد  یاد کنید  در هم شکننده لذتها را » معنای سخن پیامبر آن است که با یاد مرگ لذتها را تیره کنید تا اعتمادشما به  لذتهای دنیا از بین برود
 ونیز  فرمود : اگر چهار پایان به آنچه فرزند آدم درباره مردن ، آگاهی دارد آگاه می شدند دیگر شما گوشت  حیوان فربهی نمی توانستید بخورید.


 یکی از اصحاب  پرسید : یا رسول الله آیا کسی با شهدا محشور می شود
 فرمود : آری آن کسی که در شبانه روزی بیست مرتبه  مرگ را یاد کند .


 علت  این فضیلت  آن  است که یاد مرگ باعث دوری از دنیا می شود و انسان را برای آخرت  آماده می کند ، و غفلت از مرگ موجب  غرق شدن در شهوتهای مادی می شود



 و آن گرامی فرمود: مرگ ارمغانی برای مومن است زیرا دنیا زندان مومن  است و او همواره به خاطر ریاضت نفس و مبارزه با شهوات وکشمکش  و دفاع از شیطان در رنج است مرگ باعث  آزادی  او از عذاب است و آزادی در حقیقت  هدیه ای سربسته است    که به شکلهای نعمتهای ابدی به او می رسد
 و نیز فرمود مردن  کفاره ای است برای شخص مسلمان . مقصود از مسلمان واقعی مومن راستین است که مردم از دست   و زبانش  ایمن باشند و دارای خلق و خوی مومنان باشد
 بعضی نقل کرده اند که پیامبر خدا  به مجلسی گذرش افتاد که  صدای خنده بلند بود ، فرمود :  انجمن خود را با یاد تیره  کننده لذتها در آمیزید .عرض کردند :   تیره کننده لذتها چیست ؟ فرمود :  مرگ
 و آن بزرگوار  فرمورد : مرگ رایاد کنید که یاد مرگ گناهان را از بین می برد و باعث پارسایی  در دنیا می شود
 وباز فرمود : مرگ را برای پند واندرز  دادن بس است
 پیامبر  خدا به طرف مسجد می رفت ، ناگاه گروهی را دید که با هم  حرف می زنند و می خندند . فرمود :به یادمرگ باشید ، هان به خدایی که جان من در دست  قدرت اوست اگر هرآنچه را می دانم  می دانستید کم می خندیدید و زیاد می گریستید
 در خدمت پیامبر از مردی یاد کردندو او را ستودند ،فرمود  این رفیق  شما نسبت به یاد مرگ چگونه  بود ؟  گفتند : ما به خاطر نداریم  که او را به یاد مرگ دیده باشیم فرمود : پس رفیق   شما شایسته این ستایش ها نیست
 یکی از بزرگان  می گوید  مردی از انصار  از پیامبر خدا پرسید  زیرکترین وگرامی ترین کردم کیست  ، فرمود  آن که ازهمه بیشتر مرگ را یاد  کند  و آماده مرگ باشد  آنانند زیرکان که هم شرافت دنیا را دارند و هم در  آخرت بزرگ و بزرگوارند .
 حسن  گوید : مرگ دنیا را رسوا کرده است ،  برای هیچ خردمندی خوشی نگذاشته است .یکی از دانایان به مردی از دوستانش نوشت : ای برادر از مرگ  در این دنیا بترس بیش از آن که به منزل  دیگر منتقل شوی  ، و کسی از شما در آنجا آرزوی مرگ کند و مرگ سراغش  نیاید .
عمربن  عبدالعزیز  همواره جماعتی را در پیرامون خودجمع میکرد و آنها مرگ و قیامت را یاد می کردند و می گریستند بطوری که گویی در مقابل  آنها  جنازه ای است .
 یکی از بزرگان  می گوید: دوچیز است که علاقه  دنیا را از دل من برده است : یکی یاد مرگ  و دیگری حاضر شدن در برابر خدای عزوجل  ( برای حساب )
 دیگری می گوید : هر که مرگ را بشناسد ، مصیبتها وگرفتاریهای دنیا بر او آسان می شود
 و باز میگوید: یاد مرگ دلهای  بیمناکان را بریده است ، بخدا سوگند آنها را جز در حالت سرگردانی و بهت زدگی نمی بینی
 حسن  گوید : خردمندی را ندیدم  مگر این که از مرگ او بر حذر داشتن
 عمربن عبدالعزیز  به یکی از دانشمندان گفت : مرا موعظه کن ،  آن دانشمند گفت : تو خواهی مرد ! عرض کرد : بیشتر موعظه کن !  گفت :   هیچ یک از  پدران تو تا آدم وجود ندارد که تلخی  مرگ رانچشیده باشد و اکنون نوبت تو است .
 وی از شنیدن این سخن  به گریه در آمد
 دیگری می گوید : این مرگ بر مردم مرقه رفاه راتیره می کند پس رفاهی را بجویید  که مرگ در آن نباشد
 از بزرگی پرسیدند : آیا مردن  را دوست داری ؟  گفت : خیر گفتند  چرا ؟ گفت اگر به یک انسان بدی کرده باشم نمی خواهم با او روبرو شوم ، پس چگونه بخواهم با خدا روبرو شوم  در صورتی که معصیت  او را کرده ام .
  لقلقه  زبان ، برای ترس وهشدار کم فایده است ، و هر گاه دل به چیزی از دنیا خوش شد ، سزاوار است که درهمان حال  به یاد آور که ناگزیر  از جدایی و ترک دنیاست
 گویند : یکی از بزرگان روزی به سرای خود نگاهی کرد ، و زیبایی آن خیلی باعث شگفتی  او شد  شروع کرد به گریه و گفت : به خدا سوگند ، اگر مردن  نبود به تودلخوش می شدم و اگر نبود که سرانجام  به تنگنای قبر دچار می شدم  چشمم به توروشن بود !  آنگاه با صدای بلند گریه سختی کرد.
یاد مرگ  و سرای پس از آن بهترین موعظه سازنده ترین اندرزو نیکوترین پند برای هر انسان است ، با عفلت از آن او را به پستی  می گرایاند ، قلبش را می میراند ، وی رااز هر موجودی  گمراهتر وفرومایه تر میگرداند 
 در اخبار و روایات وارد شده از معصومان نیز به  پرهیز  از غفلت و یاد سرای دیگر ، به یار توجه شده است از جمله
 اسئل  النبی صلی الله علیه و آله و سلم :  ای المومنین الکس ؟
قال :  اکثرهم ذکر للموت و اسدهم له استعدادا
 هوشیار ترین مردم کسی است که بیشتر به یادمرگ بوده و خود را برای آن آماده کند.
قال  الصادق  علیه السلام : «ذکر الموت ، یمیت الشهوات فی النفس ، و یقطع منابت الغفله و تصوی  القلب  بمواعد الله و یرق  الطبع ، و لکسیر اعلام الهوی  و یطفی نارالحرص و یحقر الدنیا 
 یادمرگ خواهش ها و هوای نفسانی را می میراند ریشه های غفلت را قطع می کند دل را به نویدهای الهی  نیرو می دهد خوی بندگی را در نهاد انسان می آفریند نقش و نگارهای دلباختگی بر دنبا را به هم می زند، با شعله های حرص و طمع  را فرو می نشاند و دنیا را پست و کوچک می گرداند  اندیشه  مرگ انسان را از گناه باز می دارد ، او را به سوی  کارهای نیک فرا میخواند با ایمان را  در دل می آفریند و به زندگی  و حیات انسان  و جهت می دهد . 
یاد مرگ آرزو را کوتاه می کند
 یاد مرگ  آرزوی دراز را کوتاه می کند، وموجب بیقراری  وکناره گیری از خاصه فریب  است  و آدمی را برای  سرای جاودانی آماده می سازد و  از این رو در فضیلت آن و ترغیب  به آن اخبار بسیار رسیده است .
 از پیامبر  :  پرسیدند  : آیا کسی با شهیدان محشور  خواهد شد ؟ فرمود : آری کسی که  شبانه روزی بیست بار از مرگ یاد کند 
 و فرمود  مرگ را بسیار یادکنید زیرا یاد مرگ گناهان را پاک می کند و میل و رغبت به دنیارا کم می کند
 و فرمود : مرگ پند آموزی بسنده است : فرمود : مرگ را مرگ  راه وچاره ای از مرگ نیست ، مرگ  آنچه را  در آن است آورد   لطف و راحت  و رو آوردن مبارک به بهشت برین را برای اهل سرای جاوید  که سعیشان برای آنجا و شوق و رغبتشان به سوی آن بود آورد .
 و فرمود : کسی که شایسته دوستی و ولایت خدا شود و سزاوار سعادت گردد ،مرگ پیش چشمش  آید و آرزو  و امید به پشت  سرش رود و اگر در خور دوستی شیطان و شقات شود ، آرزو پیش چشمش  آید و اجل به پشت سرش رود
 وقتی که در محضر اوبر کسی ثنای بسار گفتند  : فرمود  :  یادمرگ بر رفیق  شما چگونه است ؟گفتند نشنیده ایم که یاد مرگ  کند ، فرمود : پس آنچنان که شما می پندارید نیست .
 و امام محمد باقر (ع )  فرمود : یادمرگ  را بسیار یاد کنید  که هر انسانی که آن را بسیار یاد کند به دنیا بی میل و زاهد می شود
 و امام جعفر صادق فرمود : چون جنازه ای را برداری فکر کن که گویا اوئی  وفرض کن که از پروردگار خود درخواست نموده ای که تو را به دنیا برگرداند و چنین کرده است ،بنگر  که چه عمل  را از سر خواهی گرفت :  سپس فرمود :  « شگفتا از مردمی که از اول تا آخرشان را گرفته و حبس کرده اند ،آنگاه  ندای کوچ و رصیل در میانشان  بلند شده و ایشان مشغول  بازی اند »
 و چون ابوبصیر از اندیشه های بدی  که بر خاطرش میگذشت شکایت کرده  فرمود : ای ابا محمد آن زمانی را که بندهای اندامهایت  درقبر از یکدیگر جدا خواهد شد یاد آور در حالی که دوستانت تو را در گودالی دفن کرده و بازگشته اند ، و کرم از سوارخهای بینی ات بیرون آمده و کرمها گوشت  تنت را می خورند هر گاه این حال را به یاد داشته باشی امور دنیا بر تو آسان خواهد شد. ابوبصیر  گفت بر خدا سوگند  هر وقت غم و اندوه دنیا به من دست می داد یاد آن حال مرا در امر دنیا دلداری و آسانی بود .
 و فرمود : در هر که کفن او با وی درخانه اش باشد از غافلان به شمارنمی آید و هر گاه به آن بنگرد اجری دارد
 و فرمود :  یادمرگ خواهشها و شهوات نفس را برطرف می کند ،  وگیاهای غفلت  را می کند ،  و دل را به  وعده های خداوند  قوی ومطمئن  می کند  و طبع را نرم و نازک می سازد و اسباب و آثار  هوی هوس  را در هم می شکند ،وآتش  حرص را می فرو می نشان ،و دنیا را حقیر  و بی قدر می گرداند  و این است معنای سخن پیامبر که فرمود : فکر کردهن  یک ساعت بهتر از عبادت یک سال .
 و این در وقتی است که  طنابهای خیمه های دنیا را باز کند و در آخرت  محکم ببیند  و در نزول رحمت هرگاه با این صفت  در یاد مرگ باشد شک نکنید  و هر که از مردن عبرت نگیرد  و بیچارگی  و عجر خود را هنگام مرگ به خاطر نیاورد و طول توقفه خود را در قبر  و حیرانی در قیامت را ملاحظه نکند امید خیر در او نیست . 
 عجب  از کسانی که مرگ را فراموش می کنند
 عجب از کسانی که مرگ را فراموش کرده و از آن غافل  شده اند،و حال آن که در عالم هیچ امری تقینی تر و قطعی تر از آن نیست ، و هیچ چیز  برای بنی آدم زود رس و شتابانتر از آن نیست  خدای سبحان می فرماید:
« ایتها تکونو  ایذرلکم الموت و لو کنتم فی بروج مسیره » ( نساء، 77)
« هر کجا باشید مرگ شما را درخواهد یافت وگرچه در کوسکهای  سخت استوار باشید : وفرماید:
 کل نفس ذائقه الموت و انما توفون اجورکم یوم القیامه فمن زخزح عن النار
 و ادخل الجنه فقد فازوو ماالحیا الدنیا الامتاع الغرور ( و آل عمران ، 185)
 « همه کس چشنده مرگ است و پاداشهای شما درروز رستاخیر  به تمامی به شما خواهد رسید و هر که از دوزخ دور کند و به بهشت درآید  پیروز و کامیاب شده است ، و زندگی این جهان جزکالای ضریب نیست.
 و حضرت صادق (ع) فرمود: « خداوند  بجز مرگ هیچ امر  تعیینی بی شکی را شبیه تر به شک بی یقین  نیافریده است »
 و امیر مومنان ( ع ) فرمود : کسی که فردا را از زندگی خود بشمارد حق مرگ  را چنانکه  درخور آن است رعایت نکرده است .
 فرمود: اگر بنده هنگام مرگ خود و شتاب آن را می دانست  کارکردن برای دنیا  را دشمن می داشت»
و امام صادق (ع) فرمود:  هیچ خانواده ای نیست مگر اینکه فرشته مرگ  شبانه روزی  پنج بار آنان را از نظر میگذراند. 
مراقبت مردم در یادکردن مرگ
 مردم بر سه گونه اند: فرو رفته در شهوتها و لذتهای دنیا ، روی آورنده به توبه و عارف کامل
اول :ازمرگ یاد نمی کنند و اگر یاد کند ، برای نکوهش است که چرا از دنیای محبوب او بازش می دارد و بنابراین  از آن می گریزد خدای تعالی درباره  ی وی می فرماید
 قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملاقکم( جمعه ، 8)
 بگو مرگی که از آن می گریزید  شما را در می یابد.
 چنین کسی که یاد مرگ او را از خدا دورتر می کند مگر آنکه برای کناره گیری از دنیا  از آن بهره گیرد در نعمت های دنیا  بر او ناگوار شود و صفای  لذت آن تیره و تار گردد در این صورت است که او را سودمی بخشد  زیرا هر چه لذا را بر انسان تیره و تار  کند از اسباب  نجات او به شمار می رود.
 دوم :  توبه کننده  : یاد مردن بسیار  می کند تا بیم  وخشت دردلش بر انگیخته شود و در توبه ثابت قدم گردد و گاهی مرگ را ناخوش دارد زیرااز آن می ترسد که پیش از آمادگی او را بر باید و دراین  کراهت مغدور است ومشمول این سخت پیغمبر اکرم  نیست : هر که  ملاقات خدا را دوست ندارد خدا نیز دیدار او را دوست ندارد » زیرا وی از مرگ و لقای پروردگار  کراهت ندارد
 بلکه به سبب قصور  و تقصیرش می ترسد که لقای خداوند سر را از دست بدهد ، و بنابراین دیدار دوست را به تاخیر می خواهد 
 تا خود را برای  مرگ  آماده می سازد و به کار دیگری  نمی پردازد ولی اگر در حال آماده شدن و در کار ساختن آنچه در  آخرت برایش سودمند است نباشد به گروه اول می پوندد.
 و اما سوم عارف :  همواره در یاد  مردن است زیرا وعده دیدار دوست پس ازمرگ است ،  دوستداران هرگز زمان وعده  دیدار دوست را فراموش نکند ، و همیشه چشم بر آن دارد و بلکه در آرزوی آن باشد ، تا از خانه گناهکاران رهایی یابد و به جوار رب العالمین  برسد و در درجه  بالاتر از آن کسی که کار خود را به خدا واگذار و خود چیزی از مرگ  یازندگانی ، و درویشی  و توانگری و بیماری وتندرستی اختیار نکند ، بلکه آن را دوست تر دارد که خداوند دوست تر دارد و این منتهای وراء دوستیاست و به درجه تسلیم  و رضا  رسیده است. 
چاره فراموش نکردن مرگ
مرگ به هولناک وخطرش بی بزرگ است و غفلت  ما از مرگ ناشی از آن است که کم فکر می کنیم  و مرگ و راکم به خاطر می آوریم .
 و گاهی هم که آن را بخاطر می آوریم قلبمان فارغ نیست بلکه به شهوات دنیا مشغول است
 راه درمان این غفلت  آن است که انسان  قلب خویش را از هر چه غیر یادمرگ –مرگی  که دربرابر  او فرار دارد خالی کند چون آن کسی  که قصد سفر به صحرایی پر مخاطره دارد ، یابر آن است که سفری دریایی آغاز کند، این شخص  جز به سفر  خویش نمی اندیشید.
 پس اگر یاد مرگ در قلب جا کند در آن تاثیر خواهد کرد و در این هنگام است که شادی و سروش از دنیا کم و قلبش شکسته میشود
موثرترین راه آن است که انسان همگنان خویش را  که قبل از او دنیا رفته به یاد آورد، که چگونه  مردند و در زیر خاک افکنده شوند .
 صورت ها و مناسب  و حالات ایشان را در نظر آورد ، و مجسم کند که اعضاء بدنشان چگونه در قبر پراکنده شده وچگونه زنانشان  بیوه فرزندانشان یتیم  و اموالشان ضایع شد.
و هرگاه که تک تک  آن ها را به خاطر آورد و حالت او کیفیت  حیاتش رادر قلبش خود به تفصیل  ملاحظه کرد ، و صورتش را مجسم نمود  و نشاط  و رفت وآمدش را به خاطر آورد و به یاد آورد که چگونه  آرزوی زندگی وبقاء داشت و فراموش کرده بود که مرگی  آشکار و هلاکی سریع در انتظار اوست.
 و یاد آور که چگونه  رفت و آمد می کرد و اکنون پاها ومفاصل بدنش مفهوم شده و چگونه  می گفت و اکنون مهار زبانش را خورده اند
 وچگونه  می خندید و اکنون دندانهایش درخاک پوسیده وچگونه در تدبیر ده سال آینده بوددرحالی که بیش از یک ماه با مرگ  فاصله نداشت ، و او غافل بود تا مرگ  در زمانی که اصلا باور نمی کرد به سراغش آمد و صورت ملک الموت در مقابلش ظاهر شد و گوشش دعوت به بهشت  یا جهنم را شنید .  هنگامی کخ این امور را ملاحظه کرد به خودش می نگرد که مانند آنهاست، و چون همه آن ها در غفلت به سر میبرد و خوشبخت کسی است  که از سرنوشت  دیگران عبرت گیرد. 
 منابع :
 مجموعه و رام آداب و اخلاق در اسلام ، ج اول ، محمد رضا عطایی ، انتشارات آستان قدس رضوی
اخلاق ، ترجمه کتاب الاخلاق، مرحوم سید عبدالله  مبشر ، مترجم : محمد رضا جباران ، انتشارات  هجرت
عرفان اسلامی ، ج دوازدهم ، حسین انصاریان ، انتشارات  پیام آزادی
علم اخلاق اسلامی ، ترجمه کتاب جامع السعادت ، علامه مولی مهدی فراقی ، ترجمه : دکتر سید جلال الدین مجتبوی ، انتشارات  حکمت
 بنیادهای اخلاق اسلامی ، ج 2،  علامه سید عبدالله  مبشر ، ترجمه : علی مشتاق عسگری ، انتشارات  قدر
حیات پس از مرگ ، علی محمد اسدی ، انتشارات  دفتر تبلیغات اسلامی
نتیجه گیری
مرگ حادثه ای بزرگ است که برای هر فردی اتفاق می افتد فکر کنم سخت ترین حادثه در زندگی هر انسانی مرگ است اگر به یاد مرگ باشیم بسیاری از مادیات در نظر ما را دیده گرفته می شود زندگی دنیوی درنظر ما بی ارزش می شود. غفلت ما از مرگ سبب می شود  بهدنیا و متعلقات آن وابستگی زیادی پیدا کنیم .



نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 30 شهریور 1389 :: توسط : General AfsarPro
درباره وبلاگ
"آگورین مخفف یه جمله و کلمه است"

جنرال یعنی تنهای تنها پیش خدا.یعنی واقعا تنها.یعنی مرد روزهای خییییلی سخت.یعنی پاک موندن در فساد مثل آب موندن در دمای انجماد.
جنرال یعنی از همه بالاتر.یعنی فقط خودم و خدا، نه هیچکس دیگه.
جنرال یعنی متفکر.یعنی کسی که نمیمیره.یعنی هر چی بخواد میشه.هر کاری بخواد میتونه قدرت داره انجام بده.
در حقیقت جنرال یعنی بنده خدا.یعنی عبد.
این فکر منه.مال منه و خود منه...

مدیر وبلاگ : General

Clock And Date